تبليغاتX
مدار خورشید

سلام مریمم.

سلام صبور همیشگی و موندنی من.

اگه بدونی چند هفته پیش که بعد از یک سال دیدمت چه حال و هوا و چه احساس آرامش

خوبی داشتم.

نمیدونم شاید این حرف رو بذارن پای ضعف یا هر چیز دیگه ای.

اما کنارت که هستم اعتماد به نفسم ده برابر میشه. کنارت که هستم احساس امنیت میکنم.

کنارت که هستم مردونه تر میشم.

وقتی نیستی همش دلتنگم.زندگیم تکراره و تکرار. هیچ چیز ارضام نمیکنه جز صداتو

شنیدن.

هیچ کجا بهم خوش نمیگذره جز وقتی باهات همکلام میشم.

کی میشه که رسما و شرعا مال هم بشیم؟

میدونم و تو هم میدونی زندگی لاو و عشقبازی و راحتی نیست. بالا پایین و سختی زیاد

داره.اما وقتی آدم نه بهتره بگم وقتی من یه همراه خوب مثله تو دارم خیالم راحته که

با آرامش سختیها رو پشت سر میذاریم.

مریم بدجور هواتو دارم.بدجور دلتنگتم.خیلییییییییییییییییییییی

هر روز به عکست نگاه میکنم و عاشقتر میشم.نه.علاقم بیشتر میشه.

راستی منو ببخش اگه توو انجام وظایفم کوتاهی کردم. این دو شب که بحثمون و دعوامون

(دعواهای ما هم آرومه) سر لاغر شدن من بود خیلی چیزا رو فهمیدم.

اینکه نگرانمی.اینکه نمیخوای مردت رو سر 50 سالگیش به خاطر سکته در اثر چاقی از

دست بدی.یعنی نگران آیندمونی. و اینکه با همه ی وجودت دوستم دارییییییییی.

میخوام بگم...میخوام بگم...بگم که:

میخواممممممممممممممممممتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارممممممممممممممممممممم

و اینکه تو همه چیز من هستی.

از تو ممنونم خانومم/خورشیدم.

به خاطر خوبیهات و صبرت و بزرگواریت و بخششت و همه چیزززززز ازت

ممنونممممممممممممممممم


خوب سلام دوستای مدار خورشید. راستش دلم بیشتر از اینها میخواد که بنویسم.

از یک نواختی و بزن در رویی شدن موسیقی پاپ و کارهایی که میشنوم.

که بینشون تک و توک تراکهایی هست که قابل قبول باشه.

راجع به آلبومها دوست دارم نظر بدین توو این پست. که بهترین آلبومی که شنیدین

امسال و تا اینجای کار کدوم آلبوم بوده و چرا؟

5 تا البوم خوبی که از اینور و اونور اب شنیدین کدوما بودن و چرا؟

راجع به ترانه ها و ترانه سراها بگین. و وضعیت موسیقی پاپ و راک و رپ و حتی سنتی.

در مورد خودم باید بگم تا قبل شنیدن البوم فرامرز اصلانی بودن تک تراکهایی که جذبم کنن.

اما این آلبوم برای من خیلی دلنشین و خوب بود. درود بر کسی که از استانداردهای خودش

پایین نیومده برای جذب مخاطب و گیشه اما هنوز هم کلی از ایرانی ها طرفدارشن.

درود بر شما آقای اصلانی.

اما یه نکته رو به دوستان منتقدم.اینکه خواهشا یادتون نره هر کاری رو نسبت به خودش

بسنجین و اینکه هر کاری وظیفه ی خاص خودش رو داره. یکی فقط میخواد احساس

مخاطب رو قلقلک بده و یکی دیگه میخواد مخاطب رو به تفکر ببره. و....

دوستان گلم کارهام داره کم کم ساخته میشه و میاد به بازار. اولیش هم کاریه با صدای

پدرام تانی. حالا باز توو همین هفته خبر کاملش رو میدم. کاری که برای مریمم نوشتم حدود

یک سال و نیم پیش.

در اخر هم دوست دارم دو تا کار بذارم و جفتشو تقدیم کنم به تو مریم نازنینم. بهونه ی تمام

ترانه هام.تو منو شاعرتر میکنی:

 

پناه دستات

 

جز تو که دستاتو به من میدی

هیچکس پناه من و قلبم نیست

روحم بدون_تو جدا میشه

بی روح آدم دیگه آدم نیست

 

من رو به دره ترس از مردن

تو پشت سر دستت به سمت من

بی تو سقوط و با تو هر لحظه

ترسای_ من پرواز میشن

 

رویامو شیرین کن به لبخندت

وقتی شبو(شب رو) کنار تو خوابم

وقتی که میمیری با هم باشیم

از عشق تب دارم و بیتابم

 

منو بساز و کمکم کن تا

کنار_ تو یه مرد_ کامل شم

کاری کن از وسوسه برگردم

تنها و تنها به تو مایل شم

 

من روبراهم حالمم خوبه

آروم_ آرومم ولی با تو

من رو به کوهم..رو به این سختی

حس میکنم پناه دستاتو

 

جز توکه دستاتو به من میدی...

 و

تنهایی داره عذابم میده زندگی کردنم از رو عادته

دوری از من و دلت پیش من_ همینم برای من غنیمته

 

بگو که پازل خوشبختی_ ما کی ؟کجا؟قراره تکمیل بشه

کی قراره فکر همخونگیمون به شب_ عروسی تبدیل بشه؟

 

میدونم که حال و روز و روح_ تو خیلی زخمی تر از احوال منه

چشم حافظ/ استخاره/دل_ من به شبای خوب فردا روشنه

 

خنده هات روز منو میسازه غمت آبادیمو ویرون میکنه

وقتی دلتنگ تو میشم پیرهنم هوس خیسی بارون میکنه

 

وقتی بارون میزنه بدون چتر به خیابون میزنم دیوونم

همه میگن عاشقه از اونجا که بی هوا بلند بلند میخونم

 

عشق تو معجزه کرده گل من تو برای من وجودت مریمه

واسه عیسایی که زخمی دلش هر صداتو شنیدنم یه مرحمه

 

خنده هات روز منو میسازه غمت آبادیمو ویرون میکنه

پس بذار صدام به خوابت ببره چشم خوابت منو مجنون میکنه

 

لالا لا لالالا گل من با تو خوشبختی من معلومه

 به خدا همینکه درکم میکنی اینکه هستی دل من ارومه

 

دوستت دارم با تک تک ذرات وجودم دوستتتتتتتتتتتت دارمممممممممم

+ تاريخ شنبه 1 آبان1389ساعت 15:17 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

 

محل تشکیل جلسات خانه ی ترانه:

خیابان ولیعصر-پایین تر از چهارراه طالقانی-ساختمان فرهنگستان هنر.

پنج شنبه ها ۲ الی ۵ عصر

تذکر:ورود برای همه آزاد هست اما به جهت اینکه در فرهنگستان هستیم باید عضویت صورت  بپذیرد.

جهت عضویت تکمیل فرم و دو قطعه عکس کافی ست.


نوشتن از سفر کردن کسی که مهربونیش شامل حالت شده بود

که مثل پدربزرگ دوستش داشتی و فرصت نشد بهش بگی خیلی سخته.

مهندس کبیر هم پر کشید از این قفس دنیا.

روحش شاد....

گرچه این کار رو بعد از رفتن مامان نوشتم اما اینجا تقدیمش میکنم به شما

مهندس کبیر مهربان.روحتون شاد.

نميدونم تو باور ميكني يا نه ولي چند روزه كه اصلا حواسم نيست

هنوز داغم هنوز گيجم كه انگاري مثه سابق توو اين خونه كسي كم نيست

 

نميدونم تو باور ميكني يا نه؟كه حتي عشق بدون تو برام كم رنگه كم رنگه

هدفهام گم شدن  اصلا حواسم نيست يه پاي زندگيمون بي تو ميلنگه

 

ستون خونه محكم نيست بدون تو كه اينجا بعد كوچت چار تا ديواره

يكي تووي اتاقش ابر _ و معصوم روي عكساي آلبوم داره ميباره

 

شدم آماج حرف و نكته و تسكين يكي اغوششو به من نميسپاره

همه از من ميخوان مردونه تر باشم ولي مرد اونه كه مثل_ تو رو داره

 

بدون_ تو نه من مردم كمر تا كردم و بد جور زمين خوردم

به من تلقين نكن زندم كه با تلقين_ جسم_ تو منم مردم

 

آره...باور كني يا نه تمام شهر پره از لحظه هاي تو

چه قدر تنهام گلبانو چه قدر تنهام چه قدر توو اين شبا خالي جاي تو

 

نميدونم تو باور ميكني يا نه ولي چند روزه كه اصلا حواسم نيست

هنوز داغم هنوز گيجم كه انگاري مثه سابق توو اين خونه كسي كم نيست

 یه فاتحه نثار روح همه رفتگان خاک مخصوصا مهندس کبیر بخونین

+ تاريخ یکشنبه 14 شهریور1389ساعت 13:24 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

کنسرت بزرگ سعید شهروز....سکوت شکستسلام. همین هفته با یه پست برای سالگرد تولد دخترم خورشید(وبلاگم)

و درد و دلام میام.

اما ۳ و ۴ تیر ماه کنسرت  دوست خوبم و خواننده ی محبوب و با احساس

سعید شهروز توو سالن میلاد نمایشگاه بین المللی برگزار میشه.

از دست ندین اگه میخواین یک شب با خاطره های خوب و لبریز احساس

داشته باشین.

کنسرت بزرگ ستاره ی سرزمین احساس

+ تاريخ یکشنبه 16 خرداد1389ساعت 3:5 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

سلام.خیلی وقته میخوام بنویسم ولی خلاصه بگم انگیزه اش نبود.به دلایل مختلف.

از دانشگاه بگم خیلی سختههههههههه.خیلییی. اما با جدیت و انگیزه دارم میرم جلو.

ساکن شدم توو خوابگاه و دوستای خوبی هم دارم. هر چند میدونید دیگه هر کسی اخلاقای

خاص خودشو داره.مهم اینه که بتونی با همه بسازی و مدارا کنی و الا دووم نمیاری.

درسا سخته اما خوب استادای خوبی هم دارم.

روز معلم هم بهونه ست تا ازشون براتون بنویسم.

اول بگم اصولا دانشجوها به بهترین استاد هم گیر میدن و بد میگن.

اوایل بهم میگفتن با فلانی داری؟ اوه اوه فاتحهههه. میندازت. 20 هم بشی 11 بهت میده.

اول استادام و درساشونو معرفی کنم:

اندیشه اسلامی:استاد آقای فخرو.

خوب از درسی که میدن مشخصه مذهبی هستن.کمی بی حوصله اما خوب و مهربان.جدی.

از بحث های درست استقبال میکنه.

معادلات دیفرانسیل:خانوم استاد فاطمه پاکباز

بچه ها به ایشون میگن کماندو دلیلش رو نفهمیدم. میگفتن فاتحه ت خوندس. میندازتت و ...

این چرندیات.

اما من جز دلسوزی و راهنمایی از استادم ندیدم. کما اینکه نمیدونستم معادلات چی چی هست؟

بهم گفت ریاضی یک رو مبحث مشثق و انتگرال رو بخون و یاد بگیر.

من هم همینکار رو کردم. و یه سه روزی هم قبل از میان ترم به کوب خود معادلات رو خوندم تا

هم متوجه بشم هم بتونم امتحان بدم.و ترسمم از این درس ریخت. جوری از این درس و ریاضی2

میترسیدم که میخواستم حذفشون کنم.

ریاضی2:استاد آقای دکتر سلطانی فر:استاد خوبین.گرچه تند تند درس میدن .اما الله وکیلی

استاد خوبین.همینننن

مقاومت مصالح1:استاد اقای دکتر دهقانی:استاد متوسطی هستن.توو این یه کلاس همه چی پای

خودم تموم میشه.اما خوب واقعا استاد دلسوزیه.

ترمو دینامیک2:استاد آقای دکتر عابدینی: من که دوستش دارم.درس رو شیرین میده هر چند

خشک.اما خوب سعی میکنه کامل تفهیم کنه.

مبانی برنامه نویسی کامپیوتر:استاد آقای معماریان: همه بچه ها ازش بد میگن اما من دوستش دارم.

اول ترم به هممون گفت بچه ها این درس خوندنی نیست باید بشینید عملی کار کنید.

پشت کامپیوتر بشینید و برنامه و مثال بنویسید تا بتونید نمره ی خوب بگیرید.

 

این از معرفی استادا.و دانشگاه.

خوبم اما دلتنگتم مریم.وقتی اینجام بیشتر دلتنگتم. بیشتر بهت احتیاج دارم.وقتی اینجام میفهمم

کسی جز تو قرار نیست برای من بمونه.

خواهر و برادر و فامیل همه میرن.هر کدوم یه گوشه.پدر زندگی خودش رو داره.

مادر...مادرررررر که نیست تا حمایتمون کنه.

پس برای محمد فقط مریم میمونه و برای مریم فقط محمد.

و تو چه قدر کارت سخته مریم.چون باید مرحم باشی رو زخمای مردت.محرم باشی واسه حرفاش

 و غمگینیهاش.پناه اشکاش.

اما شریک تموم لحظه های شادیش.حتی از خودش خوشحال تر و شاد تر.

تو چه قدررررررررررررر خوبی مریم.

ببخش اگه مردت سر به هواست.ببخش که گاهی ناخواسته خطا میکنه و میرنجی و میبخشی و...

میخندی و سکوت میکنی. تا مبادا محمدت ناراحت بشه.مبادا از ناراحتی و غمت غمگین بشه.

اما مریم با همین دستای خالی اما پر التماس واسه لمست واسه گرفتن دستات میگم. با قسم

به روح پاکترین و مهربونترین پناه زندگیم میگم:بهم بگو غمهاتو.ناراحتی هاتو. مردت وظیفشه

و باید پناه تو باشه.شریک همه چیزت.غم...ناراحتی...شادی و...

آیینه ی مردت باش تا خودشو و رفتار و اخلاقشو اصلاح کنه وبشه بهترین مرد برای مریمش.

بیتابتم.یه وقتایی بغم میگیره و تا دم گریه میرم اما میخورم بغضمو.چون جای خلوتی پیدا نمیکنم

که بشکنم بغ رو و سبک شم.

دوست دارم.دوست دارم.

و خودم رو بینهایت دوست دارم چون تو منو دوست داری مریم پاک و مهربون و صبورم.

این کار رو تقدیم میکنم به تو و همه ی خوبیهات:

 

اگه فاصله ميون ما نبود   دلخوري و اشتي و بيتابي

عاشقي انقده خواستني نبود    كه داري با فكر_ من ميخوابي

 

عشق يعني آخر شب يه پيام:    بهترينم هنوزم بيداري؟

ميدونم عاشقمي اما خوب      من ميخوام بگي كه دوستم داري

 

تو يه دشتي پري از عطر بهار   به هواي تو ميخوام كولي بشم

روشني مثله مدار_خورشيد       همه دنيا رو به دورت ميكشم

 

انقدر نگو كه دنياي توام             وقتي دنيا اين روزا مست توء_

انقدر جاذبه داري اسمون            همه چيز_ اين زمين دست توء_

 

نميتونم از گناهم بگذرم             لحظه هايي كه ازم ميرنجي

يه جزيرم كه همه دنبالشن         نميدونن اين تويي كه گنجي

 

تو هميشه منو ميبخشي و بعد      توو چشات گناهمو ميشوري

من و تو راهي نداريم جز هم       به تو مجبورم به من مجبوري

 

جاده كم مياره پيش ما دو تا        فاصله تموم ميشه انگاري

عشق يعني اونقدر بيخوابم        كه بپرسم:هنوزم بيداري؟

 

 

 

+ تاريخ یکشنبه 12 اردیبهشت1389ساعت 10:48 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

سلام.

خیلی وقت بود حال به روز کردن نبود.اما خوب مگه میشه دو تا اتفاق مهم زندگیت باشه و

چیزی نگی؟

دومی رو اول میگم.بالاخره رفتم کارشناسی.

بله تلاشهای دسته جمعی_ من و برادرم که کمک بسیاری کرد و تشویقهای مریم مهربونم

نتیجه داد و در دانشگاه آزاد واحد سمنان در رشته ی مکانیک سیالات قبول شدم.

البته مهمتر از همه دعای مامان بود که....جاش سبز.قبولیم رو تقدیمش کردم. و تقدیم همراه

همیشه ی صبورم مریمم.

نمیدونم اگه تو نبودی بازم واسه تلاش کردن انگیزه ای داشتم یا نه؟

ممنونم که هر روز عاشق تر و دلسوز تر و بهتر از دیروز کنارم هستی.

میخوام با مامان حرف بزنم.

امسال تولدت رو 29 دی جشن گرفتیم مامان.هر چند خودت نبودی که شمعهای کیک رو

فوت کنی اما بابا جای تو به نیابتت اینکارو انجام داد.

مامان میدونی خیلی ها میگن محمدرضا خیلی محکمه خیلی روحش بزرگه که خم به ابروش

نیاورد با رفتن مادرش.خیلی ها هم میذارن به حساب بی خیالی.

اما تو خودت بهتر از کسی پسرت رو میشناسی.خودت میدونی چه شبهایی گریه کردم توو خلوتم

جلوی عکست.

جات خیلی توو زندگیم خالیه.تو که نیستی حرفم کمتر خریدار داره.تو که نیستی زندگی سخته اما

تو و بابا یادم دادین محکم باشم و بریزم توو خودم و درست برخورد کنم.

من زندگی رو عشق رو از شما یاد گرفتم.

دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارممممممممممممممممممم

مهربونم مادر خوبم تولدت مبارکککککککککک.

این تبریک از طرف من و مریم.دلم تنگ شده براتتتتتت.

اما حرف زیاد دارم دوستان.اول اینکه دیگه کارهایی که میشنوم راضیم نمیکنه.ملودی ها...تنظیم ها

ترانه ها.

در مورد ملودی و تنظیم وقتی به کارهای خبره های اینکار گوش میدم..کسایی مثل:آندرانیک/

واروژان/منوچهر چشم آذر/کاظم عالمی/زنده یاد عبدی یمینی و صادق نجوکی و جهانبخش

پازوکی گوش میدم نمیتونم کارهای الان رو قبول کنم.

ملودی هایی که یا کاورن یا اگه اورژینالن گیرایی ندارن و فقط واسه یه مدت توو خاطره میمونن

و بعد فراموش میشن.

تنظیم هایی که فقط شلوغن یا ادعای نوگرایی دارن.

ترانه ها هم قربونش برم همه شدن یه جور تالیف و ذوقمرگ میشی وقتی یه ترانه یی میشنوی که

مال خود ترانه سراشه.حسش نوع نگاهش نوع گفتارش.

به نظرم توو هر سه مرد اشکال کار اینجاست که....

بذارد یه فلش بک بزنم به دهه های خوب موسیقی پاپ 50 و 60 و تا اواسط70.

دلیل اینکه کارهای فوق العاده ساخته میشد این بود که اولا رئوس یه کار:ترانه سرا/آهنگساز/ تنظیم

کننده و خواننده با هم زندگی میکردن.یا لا اقل با کار زندگی میکردن.

دوما اینکه نگاهشون به بازار نبود که سلیقه ی بازار کارشون رو تایین کنه. اونا بودن که

بازار و سلیقش رو تعیین میکردن.و این درسته.

درست اینه که ما بازار رو بسازیم.ما تایین کنیم سلیقه بازار رو اما صادق باشیم. نه با هر خوراکی.

نه با هر کاری.میگن:از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

بیاین چند تا کار ساده رو انجام بدیم.

اول اینکه دنباله روی خودمون باشیم توو کار(ترانه/ملودی و تنظیم) نه بازار.

دوم اصول رو رعایت کنیم.تو ترانه مثلا وزن و قافیه.

سوم نگاه نکنیم به اینکه چون فلانی با اون کار موفق شد ما هم اگه مثل اون باشم موفق میشیم.

توو وبلاگ دوست خوبم حسین غیاثی کارش رو شنیدم.اونجا یه بحثی رو گفتم که میخوام اینجا

هم بگم.

متاسفانه این روزا یه نوعی از ترانه مد شده که اتفاقا خوبه و قابلیت فوق العاده ای واسه ی تلفیق

با موسیقی داره.

پیشروء این سبک نوشتن خوب بزرگی مثله اردلان سرفراز بود و خوب توو ما که نسل خانه ترانه ایم

روزبه بمانی عزیزم یه چیزایی بهش اضافه کرد و زنده کرد این نوع کار رو.

اما اتفاق بعدی که افتاد خوشایند نیست.همه رفتن سراغ این نوع تالیف و نگاه و کار.

حتی کسایی که تالیف خودشون بسیار زیبا تر از این نوع کار هست هم رفتن طرف این سبک نوشتن.

و این شد که بازار موسیقی ما الان پر از این کارهاست و اشباع شده.

من به شخصه میگم خوب خود روزبه هست.خود اردلان هست.

نمیدونم شایدم خیلی ها بگن تو که کار نکردی توو بازار حرف نزن.

خیلی چزها توو ترانه هست که دوست دارم بگم اما به خیلی ها برمیخوره.جبهه میگیرن.

میکوبن و...

من محمدرضا شیرزاد دوست دارم خودم باشم.دلیل اینکه بعد از 6 سال نوشتن هنوز وارد این

بازار نشدم هم همین بوده.

متاسفانه آهنگساز و خواننده هم  وقتی کارتو ارائه میدی  میگن مثل فلانی میتونی بنویسی و

جواب من هم اینه که نه میتونید از خود ایشون یا کپی زنهاشون بگیرین.

و این میشه که الان حتی دست اون خبره های موسیقی هم پر از این  نوع نرانست و وقتی

باهاشون حرف میزنم میگن من دنبال یه تران که زندگی باشه.که رنگ و بوش تالیفش

مثله همه نباشه.

نمیدونم  تا کجا دووم میارن این نوع کارها.اما امیدوارم بتونیم قبول کنیم که ته_ این یک سان

نویسی ها این ملودی ها و تنظیم ها به نا کجا آباد میرسه مگر باورمون بشه باید کاری رو انجام بدیم

که توو دهه های 50 و 60 و اواسط 70 انجام میشد.

اینکه ما بازار رو تعیین کنیم نه اینکه بازار ما رو.


جز تو که دستاتو به من میدی   هیچکس پناه_ منو قلبم نیست

روحم بدون تو جدا میشه          بی روح آدم دیگه آدم نیست

من رو به دره ترس از مردن     تو پشت سر دستت به سمت من

بی تو سقوط و با تو هر لحظه     ترسای من پرواز میشن

رویامو شیرین کن به لبخندت     کنار تو خواب_ شبم خوبه

وقتی که میمیری با هم باشیم     برای تو حتی تبم خوبه

منو بساز و کمکم کن تا           کنار تو یه جفت کامل شم

کاری کن از وسوسه برگردم    تنها و تنها به تو مایل شم

من روبراهم حالمم خوبه       آروم_ ارومم ولی با تو

من رو به دره رو به این سختی     حس میکنم پناه دستاتو

جز تو که دستاتو به من میدی   هیچکس پناه_ منو قلبم نیست

روحم بدون تو جدا میشه          بی روح آدم دیگه آدم نیست


تقدیمش میکنم اینکار رو به همراه هر لحظم به مریممممم

فقط هنوز از نظر وزن ادیتش نکردم.



 

+ تاريخ شنبه 3 بهمن1388ساعت 0:33 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

سلام مریمم.الان ساعت 3:15 دقیقه نیمه شب پنج شنبه 26/9/88.من با چشمای خیس با یه دنیا پشیمونی

نشستم تا برات بنویسم.

قرار بود اسمش نباشه اما دو بار اشتباه کردم و بخشیدی ریختی توو خودت.

قرار بود آرشیو وبو درباره اون پاک کنم و یادم رفت.نمیدونم چند وقته بهم نگفتی که زجر میکشی از این موضوع

و من...من کم خرد نادون مشغول زندگیم و درس و تو بودم.

مریم به خداوندی خدا به روح مامان که از وقتی تو ناراحتی نه اومده به خوابم نه عکسش بهم خندیده

دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم.

امشب دنیا رو سرم خراب شد.وقتی فهمیدم چه اشتباهی کردم.که فهمیدم مرد نبودم و قولم رو رعایت نکردم.

میخوام به خدا قسمت بدم که باهام مثل همیشه باش.که باورم کن.

نمیگم بی تو میمیرم اما تو شدی یه بخش عظیمی از من.روحم. که با نبودت یه مرده متحرکم و بس.

دلم برات تنگ شده.درست یکساله که ندیدمت.فقط تجسمت کردم.

وقتی خاطراتمو زیر و رو میکنم و آدمایی که اومدن و رفتن خدا رو شکر میکنم که تو رو بهم داد.

حکمت و نعمتشو شکر میکنم.شکر میکنم بودنت رو و فرشته وار بودنت رو و گذشتت رو و همه چیت رو.

تو تمام مدت ذره ذره آب شدن مامان و غصه های من که بغض میشد تو پشتم بودی.

پشتم بودی و من فقط کم گذاشتم.فقط بدی کردم و تو بخشیدی.بعد مامان شدی همه کسم. با همه چیم ساختی.

کاش بودی و لا اقل تشر میزدی تا یادم بیاد چه کارایی برام کردی و از خودت گذشتی.

منو ببخش و هلا کن.

اینکار تازه نیست اما تقدیمش میکنم به هق هق امشبت.نپرس از کجا فهمیدم.فقط هلالم کن.هلالم کن تا عکس

مامان دوباره بخنده تا اونم ببخشتم:

تنم لرزید دلم یخ زد تو امشب گریه میکردی

صدا رفت و سکوت اومد تو امشب گریه میکردی

تو امشب گریه میکردی من از تو اشک میریزم

تو رو من خوب میفهمم که از فاصله لبریزم

نمیدونی و میدونم دلت دریای_ طوفانه

یه بغض کهنه پشت اون تبسم هات پنهانه

من از فاصله بیزلرم از این راهی که بین ماست

تو میگی زخمای امروز برامون جاده ی فرداست

حلالم کن که من هر بار خطام باعث_ اشکاته

هنوزم آرزوم لمس_ پناه_ امن_ دستاته

صدا رفت و سکوت اومد تو وقتی گریه میکردی

تنم لرزید دلم یخ زد تو وقتی گریه میکردی

دوست دارم مریمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

+ تاريخ پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 3:30 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

سلام مریمم.سلام همه کسم.سلام دور از من و مثل_ من بیتاب و بی قرار.مثل من خسته از دوری

بیشتر از من صبور.

بهت نگفتم مریم اما میفهمم اشک میریزی و بهم نمیگی به روم نمیاری.دو ساله با همیم.

دو سال_ همراهی با لحظه هام.دو سال_ من خطا کردم و تو بخشیدی.دو ساله که...

یادم نمیره وقتی 12 شب خبر فوت مامان رو بهت دادم کارت به سرم کشید.میگفتی : من آرزو داشتم

محمد.میخواستم مامان شاهد عقدمون باشه.

تو پاکی مریم نمیگم قدیسه ای اما پاکی.توو این مدت خودتو ثابت کردی به محمدت.امشب دارم بی پرده

باهات حرف میزنم.جلوی چشم این همه آدم.

یک هفته کمتر مونده تا کنکور دانشگاه آزاد.بعدم دانشگاه علمی کاربردی.من همه تلاشمو دارم میکنم.

بهمن ماه وعدمونه و مطمئن باش که میام تا دستاتو برای همیشه بگیرم.

اینا رو گفتم که برسم به 11 آذر.دو تا روز مهم توو زندگیم هست فعلا تا کی سه تا بشه.

یکی 25 مرداد که بهترین هدیه ی خدا به من متولد شده.و 11 اذر که من به این دنیا اومدم.

امسال قراره تو 25 سالگی کامل بشم.قراره واسه همیشه بیای توو زندگیم.

هدیه ی سال پیشت بهترین هدیه ی عمرم بود.لباسی که با دستای خودت برام بافتی و البته دستای مامانی.

وقتی ازم دلگیری خورد میشم مریم.احساس شرم بدی پیدا میکنم.وقتی خوشحالی یه حس عجیبی

مثل یه قلقلک دلچسب همه وجودمو میگیره.

میخوام از آرزوهام بگم امشب.میگن توو تولدت ارزو کنی بهش میرسی.

نوازش موهای بازت زیر بارون کنار دریا اونم توو غروب آفتاب.وقتی سرتو گذاشتی رووی شونم

دوست دارم برات همه ی عاشقانه هایی که بلدمو بخونم.

آرزومه یه دختر داشته باشیم.اسمشو بذاریم خورشید.

آرزومه.....

اینجا به بعدش در_ گوشیه.

مثل شبنم رو پر گل منو با خودت نگه دار

سینتو گهواره ای کن واسه ی این تن_ تب دار

زیر سقف_ عاشقیمون عطر_ موهاتو رهاکن

یاس_ عاشقیتو بگشا منو از خودم جدا کن

ای نفسهای تو عاشق ای تو خوب_ موندنی

زنده ام با نفس_ تو تو همیشه با منی

(اردلان سرفراز)

ممنونم خانومم.ممنونم واسه صبرت/بخششت/تحملت/ایثارت/همراهیت.

امشب در اصل شب توء.امشب پذیرایی با توء.تو صاحب مجلسی.

اما چند تا دعا دارم که از خدا بخوام:

خدایا روح مادرم رو از من شاد کن

پدرم رو برام سلامت نگه دار و سایشو بالای سرم

خانوادمو و وابسته هاشونو بهشون سلامت و بهروزی و موفقیت ببخش.

خدایا آجیامو داداهامو به تو سپردم.سلامتیو موفقیتشونو از تو میخوام:شفای آوازو/آرامش قلبی

واسه محبوبه/هستی/مانیا.شادی و...برای همشون:نگار/ساره/سحر/سپیده/هما /مریم/و.... همشون

خدایا دوستامو حفظ کن کمکم کن تا کاری نکنم حرفی نزنم که ناراحت بشن.

خدایا کمکم کن دشمنامو به زبون محبت رام کنم و دوستشون کنم.

خدایا بهم اراده بده.یه اراده قوی که بتونم زیر سایه ی لطفت و با اراده توو درس و زندگی و کار

وهمسری موفق باشم.

کمکم کن که لایق مریم باشم که براش همسر خوبی باشم.

خدایا خودت ما رو بهم دادی خودت واسه هم حفظمون کن و به زندگیمون برکت بده.

خدایا خودتو هیچ وقت از من و ما نگیر.

آمیننننننننن.

11 اذر سال 1363 به دنیا اومدم.اتفاقای زیادی از سرم گذشت اما زندگی ادامه داره هر چند

جای مادر همیشه ی خالی اما همیشه هست و هوامو داره.

خدایا ممنونم.

مامان ممنونم.

مریمم ممنونم

بابا ممنونم.

این کار هنوز ادیت وزنی نشده اما تقدیم به تو که آرزومی:

دست میکشم باز روی موهات جایی میون آرزوهام

من چتر_ تو میشم همیشه میچکه بارون از رو موهام

بذار سرت رو روی شونم کنار دریا...باد_ شمالی

زیر_ نوازشهای من اروم میشی...زیبای خفته در چه حالی؟

باز برمیگردم سمت خونه خسته از احساس یه روزم

من دوست دارم بغلت کنم عزیزم لبهامونو رو هم بدوزم

آروم اروم ناز رو ناز با تو هستم/تو خسته از روزی که از سرت گذشته

دنیای من تویی..تو هر کجا که باشی/مردت کنار_ تو همه دنیا رو گشته

خورشیدو تو قنداق کردی این دختری که میدرخشه

مهتابو موهاشو تو بافتی رویا به ادما میبخشه

باغ_ گل_ دامنتو به هم میریزی وقتی که رقصون تووی این خونه میگردی

عادلتر از تو نیست وقتی تووی خونه امنیت و آرامشو تقسیم کردی

من چتر_ تو میشم همیشه میچکه بارون از رو موهام

دست میکشم باز روی_ موهات جایی میون_ آرزوهام

 

دلم نیومد فقط توو نظرات باشه.میخوام همه بدونن چرا اینجور دیوونتم:اینو مریم نوشته:

روز تولدت شد و اما نيستم كنار تو كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون چراغوني جشنمون ، ستاره هاي كهكشون به جاي شمع ميخوام برات غم هات و آتيش بزنم هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم كهكشونو ستاره هاش دريا و موج و ماهياش بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک فقط مي خوان بهت بگن : تولدت مبارک محمد مهربونم .عشق پاکم یه دنیا دوستت دارم خداوندا عشقمو ازم نگیر



 

+ تاريخ یکشنبه 8 آذر1388ساعت 0:59 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

سلام.جمعه شب به روز میکنم فعلا یه کشفـ فوق العاده از شهیار قنبری میذارم

تا بفهمیم هممون ترانه تا کجا میتونه بره و میخکوب کنه شنوندشو:

دلشوره های صدای پای ـ تو

حتی حسادت به گربه های تو

خوببببببب بهش فکر کنین.دیشب با علی سلیمانی کلی با این بند حال کردیمو حرف زدیم

دربارش.

اما ترانه ی این پست که بازم بهونش حضور بانویـ زندگیمه پس تقدیمش میکنم به مریم:

 

 

صبح توو چشای تو طلوع میکنه

خدا به نام_ تو شروع میکنه

شیطون اگه دست پیشو گرفته

ترسیده و دستشو رو میکنه

مدار_زندگی به دور_ خورشید

خورشیدی که از چشای تو تابید

مرد_ تو باور میکنه عزیزم

چیزیو که توو خوابشم نمیدید

بودن_ با تو شده بود آرزو

تا خود_ امشب که باهات روبرو

نشستمو قلبمو رو میکنم

برام از احساس_علاقت بگو

شب یعنی تو باشی و نور_ ماهت

شب یعنی من قدم قدم توو راهت

بوسیدن_ دستای معصوم_ تو

بوسیدن_ شیرینی_ نگاهت

خدا هواتو داره که توو چشمات

عسل گذاشته با یه برق_ جادو

منو فرستاده که وصفت کنم

سفارشم کرده که کامل بگو

مدار_زندگی به دور_ خورشید

خورشیدی که از چشای تو تابید

مرد_ تو باور میکنه عزیزم

چیزیو که توو خوابشم نمیدید

+ تاريخ پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 4:34 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

اينروزا از حواشي به دورم.سرگرم_ خودمم و زندگيم.سرگرم دلتنگي هاي مريم.

دلم گرفته از اصرار بعضيا.كه ميخوان منم مثله اونا باشم.كه مردي و درست

زندگي كردنو و زرنگي ديد_ بازتر به جنس مونث رو توو  رابطه ي .....

ميدونن.

محمد نميدوني پريروز با 630 دوستم رفته بوديم بيرون به 3نفر شماره داديم.

خوب فلاني يعني....؟

نه بابا با هر سه تاشون رابطه ي....ميخوامو بعدم يه مدت باشيمو....

محمد هر كسي كه مال زندگي نيست.بايد انقدر تجربه كني تا هم ديدت تغيير كنه

با ديد باز تر و بهتر به زندگي و به زنت نگاه كني هم بايد همكفرت باشه.

اونوقت همكفري يعني پولدار خانواده ي متشخص همه چي تموم.

حالا فلاني اگه زنت باكره نباشه چي؟

ببين محمد من ميخوام 30   32 سالگي ازدواج كنم يعني زنمم حد اقل 28 سالشه.

يعني نبوده قبل از من با كسي؟بوده ديگه.

 

به همين سادگيه رابطه با يه دختر براشون.همينقدر جهانشون كوچيكه.

به سرم زده با بعضيا فاز دوري و دوستي بگيرم.

جهان من فرق داره.سه سال با داريئش ارجمند بودن فقط درس تئاتر نبود برام

كه زندگي رو يادم داد.درست نگاه كردن به جنس مخالف.به زندگي زناشويي.

ميگفت شيرزاد با كسي ازدواج كن كه مال توئه.آيينه ي تو.هر چند يه سري چيزاش

دورم باشه از تو.اما ايينته.

نميخواستم اينا رو اينجا بگم اما داشت به گلوم مرسيد از بس ريخته بودم توو خودم اين مدت.

آره.بهترين راه همونه.دوري و دوستي.

اينروزا بيشتر از هميشه دلتنگ مريمم.دلتنگ مامانم كه...

امشب علي ايليا ميگفت:محمد به ايني كه هستي افتخار كن.تو خيلي خوبي.گور پدر بقيه.

 

منتظرم جواباي آخر كنكور بياد.دو تا انتخاب زدم اول اصفهان كه خدا كنه همينو قبول شم.

دوميم مشهد.اصفهان كه باشم هم غريب نيستم با توجه به فاميل هم نزديك دلمم.

 

مشهدم حسنش اينه كه هر وقت دلتنگ بشم توو صحن ميشينمو ضامن آهو ضامن بغضم

ميشه.ايشالله كه قبول شم.جاش چندان فرق نميكنه.اما خوب اصفهان بهتره.

اون اول گفتم از حاشيه به دورم.كارام داره يكي يكي ختم به خير ميشه.

كاري كه واسه مامان نوشتم رو ساناز كريمي ملوديشو زده و پوريا حيدريم تنظيم كرده.

كاري كه با فرزاد مالي خواننده جوون كار اولي داشتم به مرحله ي ضبط وكال رسيده.

احتمالا كار خوابم نميبره هم با صداي فرزاد همراه شه.

كار قبليمم كه دست افشين سياهپوشه هنوز.

شايد توو چند تا البوم كار اولي ديگه هم باشم.

يه موقع به خاطر حرق و حديثها راجع به روزبه بماني فكراي غلط ميكردم اما

الان يكي از حامياي اصليمه روزبه.همينجا ميگم به خاطر دلگرميات ممنون روزبه.

بابك صحرايي براي من بيشتر از يك حامي و يه برادره بزرگتره.بابك معلمه براي من.

افشين سياهپوش هم همينطور.از جفتشون ممنونم.واقعا ممنونم.

اما مريم.بهونه نوشتنم.همراه هر لحظم.اينروزا دلتنگياش داره دغدغه ي يه ترانه

ميشه كه وقتي شكل بگيره يكي از بهترين كارام ميشه.ميدونم بيتابي.گريه هاتو

بغضو دلتنگياتو حس ميكنم.ازت ممنونم هميشگي ترينم و عذر ميخوام كه دورم از تو

و شبات و دلت.

مامان نرفته.نشسته توو ترانه هام.غم نبودش توو همه ي كارام هست.

بابا اينروزا خيلي حرس منو ميخوره.حقم داره.بايد به سرانجام برسم تا خيالش راحت

شه.

دوستتونننننننننننننننننننننن دارممممممممممممممممم

 

دو سه تا كار ميذارم كه همشون تقديمين.به سه تا دوست.:

 

براي علي ايليا.كه مردونگي رفتارشو ستايش ميكنم با اينكه ميدونم رفيق خوبي نبودم براش

 

شناسنامه برای من با اسمت معنی میگیره
بدون_ تو سه جلد*_ من یه جور غربت_ دلگیره

چه قد قهوه چه قد تلخی واسه حضم نبود_ تو
ببین کافه یه سر پوش_توهم_ وجود_ تو

هنوزم زخمای کاریت نشونش روی_ قلبم هست
خودم خواستم هوز باشه و الا کلی مرحم هست

هنوز عصرام پر پرسه س خیال خام میبافم
فراموشی برام مرگه هنوز درگیر_ این کافم

همینجا اولین وعده همینجا آخرین دیدار
فقط یک راه واست مونده بیا دست از سرم بردار

بیا بازم بگو هر چی سفارش دادی دو تا کن
بذار شكه شن اين مردم بشين و باز تماشا كن

شناسنامه برای من با اسمت معنی میگیره
بدون_ تو سه جلد_ من یه جور غربت_ دلگیره

 

*درست كلمه سه جل هست.

 

براي خواهر خوبم نيلوفر كوليوند كه كم گذاشتم توو برادريم براش....

 

كاشكي ميفهميدي من تو رو ميفهمم    حتي وقتي از من فاصله ميگيري

توو خودت ميريزي بغض و درد و با هم  بگو چند وقت ميشه تووي برزخ گيري

 

تو فقط يك لحظه زل بزن توو چشمام تا من از چشم_ تو به دلت پل بزنم

با همه حرف بزن منو انكارم كن دست_ آخر اما تكيه گاه_ تو منم

 

شونمو باور كن گريه كن راحت شي منو محرم كن با لحظه ي دلتنگيت

صخره اي و محكم  ولي من رودم كه راهشو وا ميكنه سمت_قلب_ سنگيت

 

نه كه سنگي باشي تو مثه دريايي بي نهايت زيبا بي نهايت آبي

مثله موجي آروم انعكاس خورشيد تو داري از پايين به هوا ميتابي

 

فقط اين حس منه كه تو طردم كردي ديگه محرم نيستم با تو و بيتابيت

شايدم تقصير از منه كه دور شدم مدتي از تو از گونه ي سرخابيت

 

دوس دارم برگردم باز كنارت باشم اگه فرصت بدي و تكيه گاهت باشم

شونمو باور كن گريه كن راحت شي به خدا ميتونم كه پناهت باشم

 

و براي سحر خداپرست كه هم همصحبت بي نظيريه هم همسايه ي مهربون:

 

تو مثله يه كوهي دلت شيشه اي

نبايد بريزي به هر تيشه اي

كنارت ميمونم شبو رد كني

آره تو همون كوه هميشه اي

 

سحر دور نيست از تو و لحظه هات

بايد عشق تووي نگات گل كنه

بهت نزديك_ اينده اي

كه عشقت بياد دستشو پل كنه

 

بياد دستشو پل كنه سمت تو

به سمت يه دنيا كه خوشبختيه

تحمل كن و كم نيار تا سحر

ميدونم برات روزاي سختيه

 

كنارت منم مثله سنگ صبور

همه گريه هاتو رو شونم بريز

منم مثله تو تو هم مثله من

حياي لباتو روو گونم بريز

 

ميگن وقتي كه يك نفر عاشقه

توو چشماش خورشيد طلوع ميكنه

خدا نازشو ميكشه هر شبو

يه دنياي خوبو شروع ميكنه

 

شروع ميكنه توو دل_عشق تو

واسه موندن تو جا وا ميكنه

تو بايد كه خوشبختيو حس كني

خدا واسه ي تو دعا ميكنه

 

دست آخر اما بهونه ي نوشتنم مريمم كه دوستش دارم انقدر كه....

 

چشماتو ببند..واكن دنيات عوض ميشه

خوشبختي ما مثل_ رقص_سرخ_ اتيشه

 

چشماتو كه واكردي چشمامو تماشا كن

تا رود شدم بعدش آغوشتو دريا كن

 

آينده همين حالاست ديروز فقط درده

ديروز پر از بغض و دلتنگي اين مرده

 

لبخند بزن خونه روشن تر از اين ميشه

اين محله اين كوچه خورشيد_ زمين ميشه

 

تا وقتي همو داريم زندگي چه اسونه

سختي ما رو ميسازه با ارامش_ اين خونه

 

خوشبختي ما مثله رقص_ سرخ_ آتيشه

چشماتو به روم واكن دنيات عوض ميشه

 

خيلي ميخوامت هميشگي ترينم.خورشيد مهربونم....

+ تاريخ شنبه 14 شهریور1388ساعت 2:5 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

هر شب توو روياي خودم آغوشتو تن ميكنم

آينده ي اين خونه رو با شمع روشن ميكنم

 (روزبه بمانی)

 

بايد 23 يا 24 مرداد به روز ميكردم.اما گفتم نذارم دلتنگيام روحيه خش دارم و...

روز تولدتو خراب كنه.

25 مرداد.يادت مياد اوايل_ اشناييمون؟دو بار اشتباه گفتم روز_ تولدتو.

چه قدر خاطره شد اونروزا.اما ديگه يادم موند.

يادم موند كه يكي از آخرين روزاي مرداد ماه كه گرماشو از تو ميگيره

روز مهمي يا بهتر بگم يكي از مهمترين روزاي زندگي منه.

توو اين روز دختري متولد شد توو سال 62 كه 24 سال بعد شد همه چيز_ من.

شد همه اميد و ارزوم.شد ايندم.شد...

من و تو كلي آرزو داريم مريم.كلي برنامه داريم واسه اينده.

هفته پيش حال روحيم خوب نبود.دستم به نوشتن به مثبت نوشتن نميرفت. اما

ديروز كه يه قدم به بدست اوردنت/داشتنت و با تو بودن نزديك شدم تمام وجودم

خوشحالي بود  و شد.

 

مجاز شدم واسه انتخاب شهر توو كنكور سراسري كارداني به كارشناسي.

حالا فقط دو قدم تا خواستگاري و داشتنت مونده.

اولي تموم شدن كاردانيمه كه تا آذر تمومش ميكنم.دومي كار.

 

ديروز وقتي خبر رو دادم بهت.وقتي خوشحاليتو ديدم واقعيت بگم مريم

واسه اولين بار به خودم افتخار كردم.

حالا هم مامان ازم راضيه هم تو خوشحالي.

راستي چه خبرا بود روز تولدت؟

ميدوني چه قدررررررررررررر دلم ميخواست كنارت باشم.بغلت كنم و بهت تبريك بگم.

حالا درست يك سال و نيمه كه با هميم.

شريك_ همه چيز_ هم.

شب تولدت يعني شب قبل از تولدت براي كادو يه ترانه نوشتم.گرچه دو تا كادو ازم طلب داري.

نميتونم بگم اين حس خوبو

نميدونم با چي اندازه ميشه

همين كه تا به ياد_ تو ميافتم

تموم روح و جونم تازه ميشه

 

هنوز دلتنگيا رو ميشه رد كرد

با يه احوالپرسي گر چه ساده

همين كه من بفهمم خوبي بسه

علاقم به تو و خونه زياده

 

جدايي سخته باور كن عزيزم

اگه حتي كم و ناچيز باشه

چه حالي ميشم اونوقتي كه

دستات به دستگيره ي در آويز باشه

 

همين امشب همه حرفامو ميگم

همه دلتنگيامو شاديامو

تموم زندگيم خلاصه ميشه

تو شادي شب تولد تو

 

درست چند سال قبل از اين شبي بود

كه چشما ت رو به اين اينده وا شد

درست چند سال بعد از اون همين شب

براي_ ما شروع ماجرا شد

 

من انقد بد دچار_ تو شدم كه

نفهميدم گرفتار من هستي

شب اول نخوابيدم ببينم

تو رو لحظه اي كه چشماتو بستي

 

همين امشب همه حرفامو ميگم

همه دلتنگيامو شاديامو

تموم زندگيمون مثل_ امشب

همه شبها شب_ تولد تو

 

دوست دارم.نه به خاطر اينكه قراره شريكم باشي/نه به خاطر اينكه همه جوره كنارمي

نه به خاطر اينكه براي بودن با من ايثار كردي/نه به خاطرر....

چون لياقت عشق و علاقه و دوست داشتنو داري.

 

تولدت مباركككككككككككككككككك

مهمترين روز زندگي_ من مبارككككككككك

مريم ترينمممممممم

 

+ تاريخ سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 0:16 نويسنده محمدرضا شیرزاد |