تبليغاتX
مدار خورشید

بابایی چراغ خونه.....

پنجشنبه 27 تیر1387

گرچه دیره اما بابای گلم وباباهای گل همه دنیا روزتون مبارک:

شاعر دنیا من اگه بودم

آغاز شعرم با کلام پدرم بود

تشنه توو صحرا من اگه بودم

آب حیاتم تووی دست پدرم بود

وای اگه گندم پوست تنم بود

اون که با دستاش منو میکاشت پدرم بود

ریشمو توو خاک اگه میذاشت پدرم بود

 

پدر من داره روزای بدی رو میگذرونه.فشار مریضی مادرم...خرجای سنگین ماهانه

و.....

نمیدونم چه کاری از دستم برمیاد.فقط همه داریم صبوری میکنیم.

مامام بهتره البته از نظر پزشکی.به خاطر طول دوره مریضیش خسته وبیتابه وهمش گریه

ما فقط داریم روحیشو نگه میداریم که به این مریضی نبازه.بچه ها دعا کنید.نه فقط واسه

مامان من برای همه مریضا دعا کنید.سخته.مریضی خیلی سختهههههههههه

همتون رو دوست دارم

سبز باشید وشادوسلامت و سعادتمند

+ ساعت 11:31 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

روی شونه ی رفاقت میری

جمعه 17 خرداد1387

سلام سیامک.این روزا همش جلو چشمی.این روزا همش رضا یزدانی گوش میدم.

شمال:

بیا بازم مثل قدیم با همدیگه بریم شمال

دلم گرفته راضیم به این خیالای_محال

منو ببر تا آخر جاده چالوس ببرم

تا شیشه بارونی خیس_اتوبوس ببرم

تا جای_پات رو ساحل_داغ متل قوو ببرم

تا اخرین دلهره نگاه_آهوو ببرم

منو ببر تا گم شدن توو اون چشای بیقرار

تا ساختن قصر شنی رو ساحل دریاکنار

دلم پره بیا بازم با همدیگه بریم سفر

جای ما اونجا خالیه منو ببر منو ببر

یه عمر جاده شمال منتظر_عبور_ماست

نمیدونه یکی از اون دوتا قناری بیصداست

یادش بخیر لحظه ای که چشمای ما دریا رو دید

نوور چراغ زنبوری رستوران اسب_سفید

یادش بخیر شنای ما میون موجای بلا

حاطره های مشترک وقت سفر توو جنگلا

دلم پره بیا بازم با همدیگه بریم سفر

جای ما اونجا خالیه منو ببر منو ببر

یه عمر جاده شمال منتظر_عبور_ماست

نمیدونه یکی از اون دوتا قناری بیصداست

سیامک یادته ترانه محبوب جفتمون بود.نمیدونم چرا برات ترانه گفتم.دوتام گفتم.یکیش اینه:

نذار باور کنم نیستی نذار باور کنم تنهام

بیا گیتارتو بردار نت تنها تو رو میخوام

یکم غمگینه این آهنگ یه ریتم دو چهارم هشت

تا بلکه این جماعت هم بفهمن یار_من برگشت

تو اینجایی کنار من توو این ترانه ها جاری

چرا انگشتتو روی_نتای گریه میذاری؟

تو میتونی تو میتونی یکم آهنگو شادش کن

بزن با ریتم شاد_شاد ترانه رو خرابش کن

دلم راضی به ویرونی_این ترانه بد شد

یه تابوت اومد از تووی ترانه پل زد و رد شد

کسی که روی دوش این ترانه داغی از غم زد

شکست پشت ترانه بعد_ اون به سیم_ ماتم زد

نذار باورکنم نیستی نذار باور کنم تنهام

ترانه اسم پیدا کرد.:رفیق تنها تو رو میخوام

 

امروز هفت روز از تولدت میگذره.میخوام امروز با تو تنها باشم.زود میام که فقط خودمو خودت

باشیم.تو بزنی ومنم بخونم.اسطوره سازم پاشو.پاشو موهاتو مرتب کن.تریپ اسپرتتو بزن

عطر خوشبوی همیشگیت.سیگارتم بیار.نه نیار.ترک کن.سازتم بردار بیا بهشت زهرا

قطعه ۱۰۳ ردیف ۱۴۷ .شیرینیو کیکو شربت با من.

یکی از ما کمرش خم میشه وقتی اون یکی میخنده میره

روی شونه ی رفاقت میری بعد تو رفاقتم میمیره

سیا دیر نکنیا.منتظرم نذاریا................


پست بعدی من واسه سیامک پیشدادیان ه .

 




 

+ ساعت 12:25 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

سلام عزیزکم.سلام مدار خورشیدم.آره.تعجب نکن.این بار با خود تو ام.منو ببخش که بابای

 

خوبی نبودم ودو روز دیرتر دارم بهت میگم:

 

تولدت مبارکککککککککککککککککککک عزیز دلم

 

یه سال گذشت خورشید.تو خوب یادته.بهتر از همه یادته که چیا بهم گذشت توو این یه سال.

 

به جفتمون.منو دخترم.منو خورشیدم.بیا مرور کنیم.دوست داری؟

 

باشه بابایی.چشم.دوره میکنیم با هم این یه سالو.

 

اصلا چی شد که تو متولد شدیو من باباییت شدم؟آهان.میخواستم یه خونه داشته باشم توو

 

این دنیای مجازی.

 

زندگیم رو روال همیشه نیست میدونی.............

 

اولین کاری که اینجا گذاشتم.چه دوستایی که پیدا کردیم.همه رو نه اما خیلیاشونو این گوشه

 

اسماشونو نوشتیم.با تو بود که آرزوی محال همیشم(داشتن خواهر هم سن وسال خودم)

 

رنگ  واقعیت گرفت.الناز (یلدا)/ساره/مانیا/میترا/رویا/نگارررررر/دیگه؟تو بگوو

 

همشونو مثله خواهر خودم دوست دارم.یه دنیا برام عزیزن.لیلا/سمیه/آواززززززز

 

و............

 

تو میدونی هر کدومشون چه روزا که سنگ صبور داداشیشون بودن وسعی کردم

 

داداشی خوبی باشم و وظایفمو در قبالشون انجام بدم.تونستم خورشیدم؟

 

کاش تونسته باشم.

 

آره یادمه.عاشق شدنم یادمه.آسمونی وپ...

 

خوب یادمه.خورد شدم.مخصوصا سر داداشی وآسمونی.منتی نیست.گلایه ای هم نیست

 

رضایته.خودم خواستم از اون مثلث بد خلاص شم پس خودمو نابود کردم.اما...

 

سارا اومد.با اومدنش تونستم پاشم.اما خوب نتونستیم بمونیم.عوضش کلی تجربه وخاطره

 

خوب وقشنگ موند.نه دلخوری و.....

 

تمام این جریانات اما به نفعم شد.خدا بهم یه فرشته داد.نه....زود جلو نمیرم.یعنی جلوتر

 

از واقعیت نمیرم.مریم اما همونیه که یه عمر توو وجود هر آدمی دنبالش گشتم.

 

مانیا والناز راست میگفتن.اونی که مال من وبرای موندن با منه اومد.جایی و

 

وقتی که هنوزم مبهوتم.اما خدا رو شکر میکنم به خاطر داشتن این فرشته.

 

این آخریا اما خبر مرگ لیلا هنوز برام معماست؟نمیدونم دروغه یا.....

 

قرار بود وقتی کوچولوش دنیا میاد اونم توو ماه تولد داییش(من) همو ببینیم.

 

کاش یکی بگه دروغه.

 

حالا همه چی ظاهرا خوبه..داداشی واسمونی با همن.راست میگه داداشی.دیگه نباید

 

باشم بینشون.غرورر وشک مرد به مرد ...رفیق به رفیق...غیرت...حس تصاحب و

 

اختیار داشتن.من اینجوری نیستم.اما احترام میذارم به نظر آدما.

 

امااااااااااااااااااا

 

خورشیدم من مدار تو ام یا تو؟

 

مگه فرقیم میکنه؟

 

نه.پس خاتونم دخترم تولدت مبارککککککککک بابایی.دوست دارم دختر نازم.

 

خیلیییییییییییییییییییییی

 

یه کار میذارم وتقدیم به تو و مریمم میکنم.دوستتون دارم.قول بده واسه اونم

 

دختر خوبی باشی خورشید بابایی.

 

ماه عسل

 

 

قراره شب بیای هلاکت بشم                   قراره دنیامو بریزم به پات

 

قراره روشن شه شب اسمون                  با ماهی که کاشته خدا توو چشمات

 

انگاری رو ماه چشات یه عالم                 عسل گرفتن اصل خرم آباد

 

برق چشات زد به دلم رمیدن                    گله اسبای یه دشت ازاد

 

داره دلم له میشه با سماشون                  بیا واین اسبا رو رامشون کن

 

بیا نجاتم بده با یه لبخند                         حتی شده مصنوعی خامشون کن

 

دستمو پس نزن بگیر که دستات                یخای احساسمو آب میکنه

 

چه جوریه؟چشات داره به جز من                تموم دنیارو جواب میکنه

 

میخوای که ثابت کنی بد دچاری؟                باشه قبول من یکی کم آوردم

 

میون گود بازی زمونه                            مراقبم بودی زمین نخوردم

 

بد عاشم کردی دچارت شدم                      تموم راههای فرارو بستی

 

تموم جاده ها به تو میرسه                       تویی که روبروی من نشستی

 

حتی یه بار زل نزدی توو چشمام               با شرم وبا حیا نگاه میکنی

 

ببین خدا راضی میشه وقتی که                جوری که دوست داره گناه میکنی 

 

شب شده اومدی هلاکت شدم                  اومدی دنیامو میریزم به پات

 

روشن روشن شب آسمون                    ماه عسل تابیده از توو چشمات

 

                                  محمدرضا شیرزاد 15/2/87

 

+ ساعت 0:45 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

قصه ما به سر رسید.....

جمعه 13 اردیبهشت1387

میخوام این ترانه رو تقدیم سه نفر کنم:اول مادرم دوم سارای مهربونی که مدیونشم و

سوم مریمم که نفسم وزندگیمه:

ساده

 

فاصله گم میشه تووی جمله های عاشقونه

یه دوست دارم ساده منو تا تو میرسونه

تو دم غروب باشی اول طلوع که باشم

آخرین نقطه تو باشی نقطه شروع که باشم

جاده ما آسمونه یا یه خط از یه کتابه

تو تموم زندگیمی فکر فاصله عذابه

دستتو بذار توو دستم این شروع اتفاقه

خط رو خط یه چهار دیواری آسمون سقف اتاقه

ساده مثل اتفاقم روبروم فانوس دارم

ساده میگم .ساده...خانوم..من شما رو دوست دارم

تو که باشی نمیترسم تو که باشی قرص قرصم

وقتی عشق تووی چشاته نمپرسی نمیپرسم

من فقط همینو میخوام تکیه گاه شونه هاتو

این که میمونی همیشه پای حرفی که زدیو

مرد خوب خونه باشی اونی که در آرزوشم

اون که دستمو گرفته مردی که من روبروشم

از پل فاصله رد شد این خود یه اتفاقه

من براش خاتون خونم اون مثه یه چلچراغه

ساده مثل اتفاقم روبروم فانوس دارم

ساده میگم..ساده...آقا..من شما رو دوست دارم

محمدرضا شیرزاد

 

راستی از همتون ممنونم که این مدت دلگرمی دادین و بودین.مادرم بهتره شکر خدا.

جلسات رادیوتراپیشون تموم شد.مونده کمی از شیمی درمانی.اینم تموم شه

یه استراحت ۳هفته ای دارن وبعد ام آر آی وآزمایش نتیجه رو مشخص میکنه.

از همتون یه دنیا ممنونمممممممممممممممممممممم

به همه دوستانم هم سر میزنم.قول مردونه.فقط یه کوچولو وقت میخوام.

فعلا چسبیدم که هم توو کنکور کارشناسی قبول بشم وهم کاردانیمو که به خاطر تئاتر

یک سال ونیم عقب افتاد تموم کنم.

جز این هم به کارهای مادرم وخونه سرگرمم ومریمی که زندگیمه.

این روزا خیلی خوبم.خیلیییییییییییییییییییییییی

اما باز محتاج دعا

این دعای اخرم میگم آمینشو با هم بگیم:

خدایا همه مرض ها رو از هر مذهب ومسلکی شفا بده.

آمیننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن

سبز وشاد وسلامت باشید

 

+ ساعت 2:40 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

سارا تحویل سال بی تو با یاد تو

پنجشنبه 8 فروردین1387

سلام گلم.سلام قشنگ روزگارم.اول به تو سلام میکنم.تویی که اومدنت وبودنت وموندنت

 

حادثه شیرین وبزرگ وزیبایی بود توو سال گذشته برای من. سالی که از در ودیوارش

 

برام عذاب ریخت.دوبار دلبستن یکطرفه اشتباه که دیگه نیازی به مرورش نیست.

 

که به خاطر هربارش کلی عذاب کشیدم.

 

مریضی مادرم که تا الان ادامه داره.اما  به لطف خدا وبا دعای گلای دوست داشتنیم بهتره.

 

آره تو بهترین اتفاق سال پیش بودی.میلادت مبارک حادثه بزرگ.تو هم مثل خواهرم

 

مثل پدرم ومثل کسی که مونسمه همسر برادرم بهاری هستی.

 

بهاریم رو با اسم تو شروع میکنم:

 

 

سارا سلام اشهدان...اله تو

با چشمهای سرمه ای الله اله مست

 

دل میبری که هی الا ...های های های

هرجا که هست پرتو روی حبیب هست

 

الان که دارم مینویسم برای تو صبح روز 8 فروردینه.دیگه طاقت نیاوردم.

 

الان کم کم 1000 کیلومتر از هم فاصله داریم.دلم تنگ شده.خیلیییییییییی.

 

دلم هوای خنده هات هوای برق چشمات هوای...سارامو کرده.

 

خوش بگذره بهت.تولدت هم مبارک.

 

و اماااااااا

 

ببخشید از تاخیر. تا همین امشب که دیگه طاقت نیاوردم دستم به نوشتن نمیرفت.

 

امسال به عبارتی سال منه.سال 63 سال موش در 11 آذر من متولد شدم.

 

دلم برای همتون تنگ شده.

 

برای این خونه که تا 2 ماه دیگه یکساله میشه.

 

میخوام اینجا از چند نفر ویژه تشکر کنم به خاطر بودنای همیشگیشون و اینکه

 

عذر بخوام وحلالم کنن وکنید:

 

مانیای گلم/آواز مهربونم/الناز سنگ صبورم/ساره نازنینم/محمدرضای دوست داشتنی

 

با سارای خوبش/علی داداشی ماهم(سلطان رپ)/روشنک مهربونم/مونا برزویی عزیز/

 

نسترن مکارمی ماه/کتایون آبجی گلم/حسین غیاثی فوق العاده و..........

 

همه شما که تنهام نذاشتین.همتونو دوست دارم وبراتون سال خوبی رو آرزو میکنم

 

واز خدا میخوام که به خواسته های قشنگ ومعقولتون برسید.برای منم دعا کنید...

 

واما سال پیش سال رکود بود برای موسیقی.تک وتوک آلبومهای خوب شنیدم.

 

در واقع ترکهای خوب.

ا

ما این آخر سالی آلبومهای خوبی اومد:فریادرس معین سیدی پور و.....

 

شب سپید گوگوش ومهرداد...

 

سال بعد سال خوبی خواهد بود.از آلبوم بانو هلن خبر دارم که آلبوم فوق العاده ای

 

جمع کرده.وهمچنین مارتیک وراستین وداریوش وابی وبیژن مرتضوی و.....

 

خدایا خودت پاپ رو نجات بده.

 

خدا بخواد امسال دیگه کارهامو میتونم ومیتونید بشنوید.الهی آمینننننننننن

 

همتونو دوست دارم و با چند ترانه بهار رو جشن میگیریم.

 

اولین کار یه غزل از محمد حسین بهرامیان:

 

آمد درست زیر شبستان گل نشست

 

در بین آن جماعت مغرور شب‌پرست

 

یک تکه آفتاب، نه! یک تکه از بهشت

 

حالا درست پشت سرِ من نشسته است

 

چادر نماز گل‌گلی انداخته به سر

 

افتاده از بهشت بر این ارتفاع پست

 

این بیت مطلع غزلی عاشقانه نیست

 

این چندمین ردیف نمازی خیالی است

 

 

گلدسته‌ی اذان و من و های ... های ... های

 

الله اکبر و أنا في کل وادَ مَست

 

سبحان من یُمیتُ و یحیی و لا اله

 

الا هو الذی أخَذَ الاحد فی الست

 

یک پرده باز پشت همین بیت می‌کشیم

 

او فکر می‌کنیم در این پرده مانده است

...

 

سارا سلام! اشهدُ ان لا اله تو

 

با چشم‌های سُرمه‌ای ان لا اله مست

 

 

دل می‌بری که حی علی های ... های ... های

 

هر جا که هست پرتو روی حبیب هست

 

بالا بلند! عقد تو را با لبانِ من

 

آن شب مگر فرشته‌ای از آسمان نبست؟!

 

بارانِ جل‌جل شب خرداد توی پارک

 

مهرت همان شب اشهد أن در دلم نشست

 

آنشب کبو ... کبو ... کبوتری از بامتان پرید

 

نم‌نم نما ... نما ... نماز تو در بغض من شکست

 

سبحان من یمیت و یحیی و لا اله

 

الا هوالذی اخذ الاحد فی‌الست

 

 

سبحان ربِّ هر چه دلم را ز من برید

 

سبحانَ ربِّ هر چه دلم را ز من گسست

 

سبحانَ ربی الـ ... من و سارا به هم دهی

 

سبحانَ ربی الـ ... من و سارا دلش شکست

 

سبحان ربی الـ ... من و سارا به هم رسید

 

سبحانَ نا به کی من و او دست روی دست

 

 

زخمم دوباره واشده ایاکَ نستعین

 

تا اهدنا الـ ... سرای تو راهی نمانده است

 

یک پرده باز بین من و او کشیده‌‌اند

 

سارا گمانم آن طرف پرده مانده است

 

دومین کار یه عاشقانه شاد

 

دوئل آبی

 

چشمای تو منو نشونه رفته سینه تو قلب من هدف گرفته

 

توو این غروب آبی ریتم عشقو دلم برات بی ساز ودف گرفته

 

هیچ کدوم از ما نمیخواد که امشب توو عاشقونه ها عقب بیافته

 

هر کی که اول بگه عاشق هستم دومی میمیره به پاش میفته

 

دوئل سر همین یه حرف سادست به سبک شرقی تپشاتو بشمار

 

بیا از اول پشت به پشت میشمریم لحظه به لحظه یک دو سه چهار

 

هر دومون عاشقونه ریتم  گرفتیم صدای بوم بوم وسکوت مطلق

 

به سمت هم یه لحظه برمیگردیم  بین زمین وآسمون معلق

 

برات میمیرم حالا که چشم تو تیر خلاص و زد کم آوردم

 

من انقدر عاشقتم که حتی نگفته بودیم برات میمردم

 

سومین کار رو تقدیم میکنم که به آبجیای گلم مخصوصا آواز گل داداشی.

 

برای این کار هجویه های زیادی شنیدم اما همینی که هست.من توو دین شما

 

قلم به دستای قلابی مطردم.ولی چه باک...

 

آبجی

 

آبجی دلم گرفته باز دوباره بذار تا سر رو شونه هات بذارم

 

دلم پره چشام رو مرزه گریست بذار تابشکنم بذار ببارم

 

دم از رفاقت میزنن رفیقا تو خوب میدونی چیزی کم نزاشتم

 

آبجی اونا دست رفاقت دادن من ولی جونمو وسط گذاشتم

 

داداشی خستست تو که خوب میدونی قد داداشی چند روزه خمیده

 

هر کی ندونه تو که خووب میدونی چند ماهی هست که عشقشو ندیده

 

آبجی میدونم عاشقی مثل _ من .دوست داره سراغتو میگیره؟

 

مثل_منی که جون میدم پای عشق حاضره که به خاطرت بمیره؟

 

گریه نکن داداش طاقت نداره بذار بره خودم برات میمیرم

 

من انتقام جفتمونو یک شب از روزگار_لعنتی میگیرم

 

آبجی دلم گرفته باز دوباره رد شدم از مرز وچشام تر شده

 

دلم شکسته آجی باور بکن داداش گلت بدجوری پرپر شده

 

مردونگیمو تووی قلب  زخمیم یه جای امن تووی قلاف گذاشتم

 

آبجی نبودی همه حرفامو امشب برات توو یاهو آف گذاشتم

 

 

چهارمین کار تقدیم سارای گلم بابت تولدش.

 

سین هفتم

 

دلم تنگه دلم واسه دلت تنگه چشامو گریه میبنده

 

روانی شده مردت که داره با اشک میخنده

 

آره عید اومده انگار که بازم راهمون دوره

 

فدای سر چشمای حسودا که همش کوره

 

قشنگ روزگار من ببین دارا تو دوری کشت

 

همیشه خوب من سارا منو زخم صبوری کشت

 

تا میخوابم صدای تو میپیچه توو سر خوابم

 

همیشه خنده رو لبهات نگاتو از برـخوابم

 

گره میدم سر سفره تموم سبزه سالو

 

نمیخوام نا امید باشم علامت زدم این فالو

 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

 

که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید

 

دقیقا بعد سال نو یه ساله تو ازم دوری

 

میدونم که دلت تنگه میفهمم اینو مجبوری

 

سر سفره یه سینم نیست دعای سال آينده

 

یه جای دور سارا هم داره با اشک میخنده

 

دلم تنگه دلم واسه دلت تنگه چشامو عشق میبنده

 

دچارت شده دارا که داره با اشک میخنده

 

 

اینم ترس من

 

میترسم

 

 

میترسم از آینده تا وقتی نمیدونم

 

با این همه سد میشه یا با تو نمیمونم

 

این دعای هر روزه خوشبخت بشی خوشبخت

 

درکت میکنم بانو من عاشقتم سر سخت

 

تقدیدیرو نمیتونی تغییر بدی هرگز

 

دست منو میگیری اما رو خط قرمز

 

خطی که میون ما دست مسلحت میذاشت

 

مثل منو تو ای کاش اون هم دل عاشق داشت

 

جز تو بگوو کی فهمید حال من غمگینو

 

کی جز تو قبولم کرد هدیه کرد تسکینو

 

با خاطره های خوب همراه تو میمونم

 

میترسم از آینده اما اینو میدونم

 

 

عاشقتری تو از من

 

 

سد شکن

 

به فریادم برس امشب/همیشه همسفر/خوبم

 

ببین دارم مدام اینجا به این دیوار میکوبم

 

دلم خوشه اگه عمری توو اینجا زندونی باشم

 

همیشه یادمی اونجا دیگه از هم نمیپاشم

 

میشه وقتی که با چشمات توو چشمام خیره میمونی

 

یه بار بگذرم از جونم تو این دیوارو بشکونی

 

میخوام باقی_عمرم/توو/طواف پیکرت باشه

 

ببین هی قطره قطره خون رو این دیوار میپاشه

 

نذار جون بکنم/نه/تو همیشه مهربون بودی

 

تو مثل سیلی از خوبی میون_ بستر_ رودی

 

بزن اینبار خرابش کن رها کن عشقتو خوبم

 

ببین عمریه من /تنها/به این دیوار میکوبم

 

تو میتونی عزیزم تو همیشه خوب میتونی

 

داری اینبار رو در رو توو چشمام خیره میمونی

 

 

ووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

 

سال خوبی داشته باشیم.آمیننننننن

 

سبزوشادوسلامت باشید.تابعد.................

+ ساعت 5:12 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

همین.....

یکشنبه 5 اسفند1386

حالم بد نیست.این کار با تمام سادگیش بدجور این روزا تحت تاثیر قرارم

داده .اسیرم کرده.صالح اعلا به نظر من متفاوت ترین ترانه سرای ایران ـ

با تمام احترامی که نسبت به قطبها قائلم اینو میگم کما اینکه اردلان عزیز

هم معطرف بود به این قضیه.

کی به دادم میرسی در منتهای بی کسی

این دم ـ آخر من ـ بی تو نمونده نفسی

کی به دادم میرسی بانووی باغ اطلسی

پس کی به دادم میرسی بانوی باغ اطلسی

یه لقمه نون ـخشخاشی یه آسمون ـنقاشی

بسه برای من اگر تو هم کنار من باشی

هوا به قدر نفسی گووشه امن قفسی

بانوی باغ اطلسی پس کی به دادم میرسی

محمدصالح اعلا

+ ساعت 1:38 نويسنده محمدرضا شیرزاد |

 

با سلام خدمت دوستان وهمراهان همیشه خانه ترانه.جلسه این هفته خانه ترانه

مورخ۲/۱۲/۸۶ در مکان زیر منقعد میشود:

کانون ادبیات ایران-میدان هفت تیر  مفتح جنوبی روبروی ورزشگاه شهید شیرودی(امجدیه)

کوچه اردلان پلاک۳۱

از ساعت ۲ بعد از ظهر طبق روال معمول.

با تشکر خانه ترانه


سلام.

نه.کی گفته نا امیدم؟هممون بندمون دست خودشه.

مادر بهتره به لطف خدا ودعای دوستان گلی مثل همتون که هستید.مرسی که هستید

ودلگرمی من میشید توو این روزای سخت.

خانومی قشنگم از تو بیشتر از همه ممنونم.یادت صدات برام آرامش بخش بود.

میگن خودم کردم که ....

حکایت منه خانومم.گفتم تا آخر امتحاناتت نبینیم همو که به درست صدمه نخوره.دلتنگ

دلتنگتم.حالا ولی دیدار شوقش وذوقش صدبرابر میشه.

وقتی ببینمت کلی حرف داریم واسه گفتن وکلی نگاه ناکرده.نگاهایی که از عمق وجودمونه

پر از عشق واقعی.کاری به بقیه ندارم که چی میگن.من همه رو میشنوم و خوباشو استفاده میکنم.

مثل حرفای آجی.حالا برات میگم.

مادر خوبه.داره به فیزیو تراپی جواب میده.اگه تنبلی نکنه باید تا عید پاشه دیگه.اما من....

من دلتنگم.دلتنگ تو.دلتنگ روزای خوبی وخوشی مامان.دلتنگ پویا.دلتنگ.....خودم

صدبار گفتم بازم میگم میخوام نه دارم سعی میکنم احساس مسئولیت وزندگی ساختن رو

تجربه کنم.کنار تو برای تو.برای آیندمون.

کنارت هستم تا.........................همیشه.

از یه سری از دوستام باید تشکر کنم.

خوب ودلنشینی مثل یه گل رز رو پیانو:از آواز عزیزم آجی مهربونی که بود با همه سختیای بودن

ای خالق هر قصه من این منو این تو:آبجی ساره نازم که هر روز حال مامانو میپرسید و نگران

بود

به غیر از دست تو دستی نشد محرم ـتنهاییم:خواهر بزرگم.روشنک مهربون.

تو بگوو لحظه به لحظه من برای بمیرم:داداش وحید با معرفت.یار همیشه من

سلام ای غروب غریبانه دل:الناز مهربونم.آبجی گلم.تو سنگ صبورمی قبل همه.از تو....

به زبون نمیشه گفت.ممنونم

فقط یه جمله جا داری /دوست دارم دوستم داری:نیلوفر عزیزم تو هم مهربونی هم همراه هم خواهر.متشکرم ازت

اوههههههههههههه

جمعه نبودنت طعنه زده به هفته هام:آجی مانیای گلم.که همیشهههههههههه هست و

پشتمه.راستی کجایی چند روزه بی معرفت؟

عجب از رسم من وتو که همیشه آس وپاسیم:ممنونم نگار مهربون دوست داشتنی.آجی گلم

امشب همین ترانه هم نفس نفس دوست داره:کتی گل که همیشه یار داداشیتی ممنون

این روزا برزخیم خیلی خرابم داش آکل:محمدرضا پارسا.همنام هم حس.همنفس.ممنونم

تو در پناه من من پشت سایه هام:ممنون خانوم مکارمی از بودن هاتون.غزل کوچولو خوبه؟

عاشق مرگ سورئالم عاشق جواز دفنم:حامد جان گل کاشتی داداشی.خوبی؟

به سفیدی واژه هایت به سیاهی گیسوانت قسم که هستم:خانوم ضحاکی متشکر از حضورتون

میخوام از چهار نفر یه جا تشکر کنم:سولماز فروتن.مریم اسکندری دانا.هستی گل.وفروزان مظفری

که دوستای خوبی هستن وقدرشونو میدونم.به اندازه خودتون وکلماتتون :مخلصیم

نسرین خانوم از شما هم ممنون.

یه دامن پر گل دورش پر خوار بذار زخمی شه دستام این بار:مونای برزویی عزیز خواهر

همترانه لطف همیشگیت وشیطنت هام شرمندم میکنه.

سکوت سرشار از ناگفته هاست:ساکت گلم آجی دوست داشتنی.ممنونم عزیزم

و....

دستامو میگیری لبهامو میبوسی/باعشق میرقصی با دامن طوسی:سارای همیشه خودم.

قشنگ روزگارم تو همیشه جات محفوظه توو قلب من.ممنونم که با صدات آرومم میکردی وتحمل

دوری ودشواری این روزها رو آسون تر.

دو تا کار نوشتم بعد مدتها.تقدیم به تو به قلب عاشق وپاکت:

 

عاشقانه

دستامو كه ميگيري شرم وعشق يكي ميشه

 

من باز كم آوردم دستات پر اتيشه

 

توو فكر تو ميرم باز گم ميشم وميميرم

 

تو مكه عشقي وحاجتامو ميگيرم

 

اسم تو مقدس شد قبل از همه عالم

 

حوا ي خدايي تو سجده گاه اين آدم

 

تو بهونه باشي من واژه ساز تو ميشم

 

تو حنجره باشي منم آواز تو ميشم

 

تو عشق مني نه تو مثل قصه شيريني

 

از عشق تو لبريزي وقتي منو ميبيني

 

دستاموکه ميگيري شرم وعشق يكي ميشه

 

من باز كم آوردم دستات پر آتيشه

 

محمدرضا شيرزاد 

راستی دوستان نظر بدن.در ضمن یه جا از وزن خارجه میدونم.

 

گاهی وقتی چشات خیسه باید حرفاتو بنویسی

 

باید گریه کنی آروم غم صداتو بنویسی

 

باید رو به خودت باشی نه اینکه آینه محرم نیست

<